اسكندر بيگ تركمان
437
تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )
يوسف خان نموده شعار شاهى سيونى ظاهر سازند گروه گروه باستقبال شتافته بدست بوس خوانين مشرف ميشدند . يوسفخان كه بر مسند ايالت و استقلال تمكن داشت مشاهده نمود كه مردم روبطرف ايشان آورده با او يكدل نيستند با آن جماعت بدمظنه شده با دويست سيصد نفر از ملازمان قديمى خود بقلعه رفته قرار تحصن و قلعه دارى داد فرهاد خان به شهر آمده قلعه را محاصره نمود و كس بقلعه نزد يوسفخان فرستاده او را بنصايح دلپذير بشاهراه اطاعت و انقياد دلالت نموده متعهد شد كه از خدمت اشرف استدعاى عفو تقصيرات او نمايد بعد از مراسله و پيغام و آمد شد مكرر يوسف خان از كرده نادم و پشيمان گشته بمصالحه راغب شده ترك قلعه دارى نموده بيرون آمد و هوس حكومت كرمان از سر بيرون كرده دست در دامن عجز و [ 296 ] بيچارگى زده به همين قدر راضى شد كه بجان ايمن بوده در گوشهء انزوا بدعاگوئى مشغول باشد فرهاد خان اين شيوه را كه مقتضى عقل بود ازو پسنديده داشته متعهد آن شد كه در خدمت اشرف استدعاى عفو زلات و تقصيرات او كه از كوتاه خردى و نادانى و اغواى يعقوبخان بظهور آمده نمايد بالجمله قلعه به تصرف اولياء قاهره درآمد فرهاد خان وليخان و اسمعيل خان را در كرمان گذاشت و مهمات آن ولايت را بر وجه دلخواه ساخته و پرداخته بجانب شيراز مراجعت نمود و در وقتى كه بندگان حضرت اعلى مهمات فارس را انتظام داده از راه يزد عازم اصفهان بودند رسيده در بيرون شهر شرف پاى بوس دريافت و يوسفخان را با تيغ و كفن بدرگاه و الا آورده استدعاى جانبخشى نمود چون يوسفخان تكيه بر مروت شاهانه نموده اداهاى نامعقول از خاطر بيرون كرده شمشير در گردن آويخته آمده بود عفو شاهانه شامل حال او گشته بجان امان يافت اما يولى بيك در آن روز بجهة آنكه در كرمان با كشته شدن يولى بيك فرهاد خان در مقام غدر برآمده بود و اراده داشته كه بهمراهى يوسفخان ديگر باره سر بعصيان و طغيان درآورد و يكى از اهل مواضعه فرهادخانرا از آن حال خبر داده بود بدست ملازمان او بقتل رسيد و در همان ايام ملازمان مهديقلى خان چاوشلو كه همراه شاهزادهء نامدار سلطان حيدر - ميرزا بايلچى گرى روم رفته بود آمده خبر رسانيد كه فرمانفرماى روم مقدم شاهزادهء نامدار را گرامى داشته معامله صلح بر وجه دلخواه انعقاد پذيرفت و مهديقليخان رخصت انصراف يافته عنقريب با نامهء محبت آئين ميرسد چون اين معنى موجب ترفيه احوال كافهء خلايق و عباد اللّه بود باعث ازدياد دولت قاهره گرديد . بالجمله بعد از آمدن فرهاد خان بندگان حضرت اعلى اردوى همايون را از شيراز روانه اصفهان نموده خود بتبريز تشريف بردند فرهاد خان در ركاب مقدس همايون بيرون رفت و چون آن خطه دلپذير از تشريف قدوم همايون زيب و زينت يافت باغ گلشن كه مقام و مسكن شاه خليل اللّه ولد مير ميران بود آرامگاه خسرو دين گرديد شاه خليل الله بلوازم خدمت و ميزبانى پرداخته خدمات لايقه بجاى آوردند و در آنجا جناب آصف صفات حاتم بيك وزير سابق وليخان را بازار خدمتى كه در اين ولا در كرمان بتقديم رسانيده بود شفقت شاهانه فرموده بمنصب رفيع القدر استيفاى ممالك محروسه سربلند گردانيدند و چند روز در آن خطه دلگشا بعيش و عشرت و كامروائى ساكنان آن ملك مشغولى فرموده مرهم جراحات دلخستگان گشتند و مطالب و مدعياتى كه